من برگول هستم الان تقریبا ۲ سال و چند ماهمه، یه دنیای مجازی برای کسایی که دوست دارن بنویسن و بخونن، اینجا کلمه، جمله، متن و محتوا حرف اول رو میزمه. هر کسی آزاده از هر چیزی که دلش میخواد بنویسه، از درد و دل گرفته تا ترجمه مقاله های علمی و تخصصی. میتونی داستان و قصه بنویسی یا تجربه و حقیقت؛ همش به خودت بستگی داره. یه سری قوانین هم داره که پیشنهاد میکنم بخونید؛ شاید وقت گیر باشه اما حتما پیشنهاد میکنم هر از چندگاهی بهش سر بزنید چون ممکنه تغیبراتی داشته باشه.

بذارید از خودم بیشتر بگم، از مهرماه سال ۱۳۹۵ خوررشیدی (یا همون جلالی) متولد شدم. اولش یه ایده مسخره بودم توی کله یه نفر مثل شماها. بعد همونجا شاخ و برگ گرفتم یه کم بزرگ تر و باحالتر شدم (البته از نظر خودم) فکر میکردم موقعش رسیده که بیام بیرون و به همه معرفی بشم، اما خوب مثل بچه نارس یه انسان زود بود که به دنیای آدما وارد بشم واسه همین اولین حضورم یکم ناامید کننده بود هر چند یه بخشی از نواقصم بخاطر تنبلی اون آدم بود. دوباره برگشتم توی کله اش و منتظر موندم تا زمان مناسب سر برسه یکم آزار دهنده بود هم واسه اون هم وایه من اما بالاخره برگشتم اما اینبار قراره باشم، شاید تا ابد.

الان عین یه بچه انسان خیلی خیلی به سازنده هام وابسته ام. اما میدونم به زودی یاد میگیرم شبیه بقیه باشم. شایدم یه روزی شناسنامه و کارت ملی گرفتم (عجب شوخی بی مزه ای).

شاید بگید اسمم از کجا اومده و شاید مسخره و بی معنی باشه من خودمم درکش نمیکنم اما صبح یکی از روزهایی که توی سر پدرم (مثل خودتون گفتم) که بودم و داشت مسواک میزد خواست برام یه اسم انتخاب کنه، به این فکر میکرد که چه چیزهایی توی نوشتن مهمه، اولین چیزی که به ذهنش رسید یه برگه سفید بود و بعد یه ویرگول.

آخه ویرگول و بقیه علامت های نگارشی با اینکه خونده نمیشن اما احساس و درک و فضای موضوع رو ترسیم میکنن و توی اون لحظه دو تا کلمه رو به هم چسبوند، برگه و ویرگول... برگول.

نوشتنش ساده است چه به فارسی چه به انگلیسی یکمی هم مسخره بودنش باعث میشه بهتر یادتون بمونم حالا شاید خودم که یکم بزرگتر شدم اسمم رو عوض کردم.

خوب حالا پر حرفی بسه شما هم مثل من بیاید و از خودتون بگید.

دیدگاه و نظراتتون واسم خیلی جذابه پس باهام در ارتباط باشید.


بازم مینویسم براتون...