روزی شخصی با یکی از دوستان خود ملاقاتی داشت متوجه شد دوستش مشکلی داره و نمیدونه چه تصمیمی درسته به او گفت من هر وقت توی تصمیم‌گیری دچار مشکل میشم ، ابتدا اصل قضیه رو مطرح میکنم و کاری که میخوام انجام بدم بعد بدترین اتفاقی که ممکنه در نتیجه عملی کردن تصمیمم اتفاق بیفته رو در نظر میگیرم و متقابلا بهترین اتفاقی که ممکنه بیفته بعد از اون فکر میکنم کدوم اتفاق ممکنه بیفته و برای من تا چه اندازه اهمیت داره اونوقت میتونم تصمیم درست رو بگیرم